X
تبلیغات
شهر باروق

شهر باروق
معرفی شهر باروق شهدا و علما و اماکن مذهبی ..... 
لینک های مفید

انگيزه ايجاد روستاي باروق(قسمت اول)

با اينكه در كتب تاريخي به مطلبي در مورد تاريخچه اين روستا دسترسي نيافتم  اما اشيايي كه گاه گاه از زير زمين بيرون مي آيد نشان از قدمت تاريخي  روستا دارد  تا جايي كه بعضي از ريش سفيدان با استناد به همان اشياء و از قول آگاهان امر  تاريخچه روستا را  به حدود 1200 سال پيش يعني بناي اوليه روستا را در سال 220 بعد از هجرت  بر آورد مي كنند.

 ريخت شناسي  باروق:

                   شيوه معيشت در روستا در نوع و تركيب مسكن تأثير دارد، زيرا مثلا  مسكن يك فرد دامدار بدون آغل و اصطبل كامل به نظر نمي رسد. بنابراين افراد متناسب با نوع معيشت خود فضاهايي را در داخل حياط تعبيه مي کردند و یا کشاورزان انبارهایی برای گندم و جو و دیگر محصولاتشان در نظر می گرفتند. واحد هاي مسكوني باروق در گذشته   بصورت مجتمع و انبوه  بر گرد يكديگر قرار گرفته بودند و  مانند اكثر روستا هاي ايران  خانه ها تقريبا" بهم چسبيده  بودند،  خانه هایشان نيز توسط خود شان و متناسب با مهارتشان و اكثرا" از مصالحي كه  در دسترس داشتند ساخته مي شد، مصالحي كه در ساختمان مساكن بكار برده مي شد  بطور عمده عبارت بودند از: گچ،گل،سيمان، آهك،آهن، آجر،سنگ،چوب و...يعني بيشتر آنچه را كه طبيعت در محل در اختيارشان  مي گذاشت،مورد استفاده قرار مي گرفت كه هر يك از مصالح فوق الذكر در ارتباط با قدرت و توان مالي افراد در ساخت واحد مسكوني استفاده  مي گردیده.

                    مصالح به كار رفته در ساختمان هاي جديد غالباً آهن، آجر، بلوك سيماني و بتون آرمه است در واقع مي توان گفت  كه سمت و سوي ساختمان هاي جديدي كه احداث مي شود با مصالح بادوام مي باشد كه عمدتاً در خارج از محدوده این شهر تهيه مي شوند و جاي مصالح محلي را گرفته است و به طور كلي در ساخت و سازهاي جديد مصالح به كار رفته با پي و فونداسيون بتن آرمه و اسكلت فلزي و بتني به همراه آجر و بلوك سيماني در ديوار و عمدتاً پوشش سقف بتون  و اسفالت مي باشد در و پنجره ها  نیز از چوب، آلومينيوم و آهن است.

                 تغيير نوع مسكن اهالی  نسبت به گذشته بیشتر  ناشي  از این است که اهميت بيشتري  به بهداشت محل زندگي  و رفاه و آسایش خودشان  قائل هستند. و موضوع ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد، ساختار خانواده ها  و تحولات آن  است. به عبارت ديگر در گذشته خانواده هاي روستائيان بصورت خانواده گسترده (چند خانواري) بوده كه به مرور زمان به خانواده كوچك يا هسته‎اي تبديل شده و خانواده هاي پر فرزند به خانواده هاي كم فرزند مبدل گشته كه با توجه  به این  عوامل مي توان تركيب فضاهاي مسكوني را در قالب دو نوع معماری يعني معماري قديم و جديد بررسي كرد.

در سبك قديم به جهت بالا بودن بعد خانوار و گستردگي خانواده ها عموماً منازل در ابعاد بزرگتري نسبت به سبك جديد بنا مي شده و اتاق هايي به صورت رديفي در كنار هم و در برخي موارد آشپزخانه جداي پيكره اصلي ساختمان در پشت و يا در حياط منزل احداث مي شد که بیشتر برای پخت نان مورد استفاده قرار می گرفت  که به آن در محل "تَندیر اَسَر" می گویند.

اما در معماري جديد سعي بر كوچك سازي و جايگزين نمودن خانه‎هاي كوچك به جاي
خانه‎هاي بزرگ قديمي است و  بعلاوه  در سبك جديد استفاده از فن‎آوري جديد  هم امكان پذير شده و سعي شده است تا نقشه هاي ساختماني طوري طراحي گردد تا اكثر امكانات از قبيل آشپزخانه، حمام، انباري و حتي توالت در داخل ساختمان تعبيه گردد تا به راحتي قابل دسترسي باشند.

البته در اين سبك بناها،  هم  هنوز بعضی از خانواده ها محلی برای  نگهداري دام و محصولات  و ماشین آلات كشاورزي  و اتو موبیل های سواری در پشت ساختمان در نظر می گیرند.  لذا معماري واحدهاي مسكوني تركيبي از نماي قديمي و جديد مي باشد به نوعي كه بيشتر واحدهاي مسكوني جديد ،تيپ ساخت و ساز شهري به خود  می گیرند.

                در ساختن خانه ها  از قدیم  سعی مي شده  كه  بين محل زندگي انسانها  و چهار پايان  فاصله باشد و هر خانواده اي  براي استفاده خود ، توالت سر پوشيده اي در بيرون از محل مسكوني ودر گوشه اي از  حياط داشت و كساني كه  قبل از لوله کشی آب ،چاه آب مشروب  در حياطشان داشند فاصله بين چاه آب وچاه توالت را حتما" رعايت مي كردند. و امروزه البته آب لوله کشی شده و از آب چاه  که تعداش بسیار  هم کاهش یافته استفاده محدودی می گردد.  داخل اتاقها اكثرا" با گچ سفيد كاري شده است.  حياط هر كس با ديواري محصور شده و داراي دربي چوبي  و يا آهني  مي باشد. درب خانه ها و حیاط ها  هم امروزه با قديم تفاوت دارد. در زمانهاي قديم درب حیاط ها کوچک و عمدتا چوبی بود و  بیشترباز بود و حتی شب ها هم بعضی ها درب حیاط شان باز بود اما امروزه بیشتر درب حیاط ها بزرگتر است بطوری که براحتی ماشین آلات کشاورزی و یا اتو موبیل های اهالی در حیاطشان پارک می گردد و درب خانه ها شب ها کلا بسته می باشد، عینا درب  خانه ها هم  از چوب ساخته مي شد و بخصوص درب  اتاق ها (ائو) كه توسط كلوني چوبي بسته و یا قفل مي گرديد. براي باز كردن  كليدِ قفل چوبي  در كنار در  و تقريبا در وسط  ارتفاع آن حفراه اي  گذاشته مي شود بنام "گولا"  كه از آنجا دست را فرو برده  و قفل را توسط كليد چوبي مربوطه باز مي كردند هر چند که با انگشت هم می شد در بسیاری مواقع آنرا باز نمود.امروزه کلید های چوبی قدیم جایشان را به قفل های فلزی جدید با ایمنی بیشتر داده اند.

                 آغل حيوانات  در كنار محل زندگي  در داخل حياط قرار داشت  و همينطور آذوقه و علوفه دامها براي زمستان، در حياط جمع آوري و انبار مي گشت  و در درون خانه ها معمولا" كندويي براي نگهداري آرد مي ساختند كه امروزه تقريبا" منسوخ شده و ديگر كندوي آردی  وجود ندارد.

                  در خانه هاي قدیم هيچ كسي در منزل حمام نداشت و مردم از حمام عمومي  كه بصورت خزينه بود  استفاده مي كردند ، ولي امروزه  قدیمی ترین حمام  دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد بلکه جزو آثار ملی ثبت گردیده است  و تقریبا تمام  مردم در خانه هايشان حمام دارند.

                 در گوشه اي از حياط و يا حتي داخل خانه ها  لانهء مرغ و خروس"نين" قرار داشت  كه عصر ها آنها را داخل آشيان كرده و صبح بيرون مي كردند. پشت بام خانه ها اكثر كاه گل   بود که هر سال و یا دوسال یکبار كاه گل پشت بام ها   تجديد مي گردید.

                  در سابق مردم در فصل تابستان شبها در پشت بام هاي خود مي خوابيدند كه  امروزه تقريبا" منسوخ گرديده است.

               از جمله عوامل موثر در شكل يابي روستا، زمينهاي مسطح و حاصل خيز  و وجود رودخانه قورو چاي مي باشد كه در قسمت شرق روستا از شمال به جنوب  جريان دارد. هسته اوليه روستا در نزديكي رودخانه در محلي كه به بازار معروف است و مسجد جامع روستا هم در آن واقع شده است، بنا شده  و در حكم مركز  روستا محسوب مي شده  و بدنبال تشكيل هسته اوليه توسعه حلقوي يافته تا اينكه  در چند دهه اخير  به تبع از شرايط خاص جغرافيايي و فيزيكي منطقه ، گسترش طولي بخود گرفته است. رود خانه قورو چاي  به عنوان يك فاكتور اصلي  سالها در شكل گيري  روستا عمل نموده  و روستا را در سمت غرب خود  و حتي  در قسمت هايي از شرق خود در بالاي  كوههاي مشرف به رودخانه را باعث شده است ولي در سالهاي اخير گسترش روستا  بطرف جنوب و غرب صورت گرفته است و علت تغيير مسير گسترش روستا را مي توان  در چند مورد  بيان نمود يكي  وابستگي  مردم به عوامل طبيعي  مانند رود خانه  قورو چاي – دوم  گسترش روستا به  طرف شهري كه بيشترين ارتباط را با آن دارد يعني  مياندواب كه باعث گسترش   در جهت غرب و جنوب غربي  شده ، سوم انتخاب  محل جديدي براي گورستان  و عدم دفن مردگان در گورستان قديم و در مسير جاده باروق به آغكندِ  باروق كه تا چند سال پيش  بيشترين رفت و آمد از طريق آن جاده  به مياندواب انجام مي گرفت،  و امروزه به پارک تبدیل شده است و بالاخره تغییر متناسب با اجرای طرح هادی و ضروریات ناشی از  تبدیل شدن به شهر  و گرایش بیشتر به سكونت  در جوار جاده آسفالت و ساختن مغازه ديده مي شود.

http://guruchay.blogfa.com/post/4


[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 9:44 ] [ سید علی موسوی باروق ]


درباره وبلاگ

اين وبلاگ جهت معرفي شهر باروق ، معرفي شهدا ، علما، بزرگان،معلمين ، پزشكان ، مهندسين ، جاذبه هاي طبيعي و گردشگري ، اماكن فرهنگي و باستاني و.... را ه اندازي شده است.
امکانات وب

كد ماوس